عبد الحسين نوايى
222
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
اقامت چند سالهء او در طهران و دانستن زبان فارسى باعث شده بود كه به - دقايق امور مربوط به ايران اطلاع داشته باشد و چون خود از اهل نظام بود ، براى مأموريت مورد نظر شوستر ، صلاحيت تمام داشت و به همين جهت شوستر ، پس از آن كه به او دربارهء امر رياست ژاندارم خزانه مراجعه كرد و وى قبولى خود را اعلام داشت ، كتبا از سفارت انگلستان تقاضا كرد تا استوكس را در اختيار دولت ايران بگذارد . شوستر ، در نامهاى كه براى استخدام او به نمايندهء سياسى انگلستان نوشه ، نظر خود را دربارهء ماژور استوكس اينطور اظهار مىدارد : « . . . من شخصا از صفات مخصوص ماژور استوكس ، از قبيل تحصيلات نظامى و توقف چهار سالهء او در ايران و معرفتى كه از حال و وضع مملكت دارد و دانستن زبان فارسى و فرانسه ( كه بسيارى از اهالى اينجا به آن حرف مىزنند ) و بهطور عموم از احتراماتى كه در مقام يك نفر صاحبمنصب و يك آدم متمدن در حق او مرئى مىدارند ، واقف هستم . » سر جارج باركلى مراتب را به وزير خارجهء انگلستان گزارش داد و سر - ادوارد گرى دستور داد كه ماژور استوكس قبل از استخدام دولت ايران بايد از خدمت در فوج هندى ارتش انگلستان استعفا كند . چه در غير اين صورت ، استخدام يك صاحب منصب انگليسى ، در خدمت دولت ايران ، موجب اعتراض روسها مىگرديد . زيرا به موجب قرارداد 1907 دو دولت متحد روس و انگليس هريك از تحريك ديگرى خوددارى مىكرد و به صلاحديد ديگرى عمل مىنمود . البته اين تلگراف سر ادوارد گرى تلويحا تصويب استخدام استوكس بود . با اينهمه ، پس از استعفاى وى ، دولت انگلستان رسما و واضحا به دولت ايران اخطار كرد كه استخدام استوكس را در صورتى پذيرفته است كه حدود ماموريتش به - منطقهء شمال ايران ( منطقهاى كه به موجب قرارداد 1907 منطقهء نفوذ روس شناخته